خرید بک لینک

میگه

اوایل انقلاب ازدواج کرده و تحت تاثیر حال و هوای اون روزها دچار زهد و پارسایی (شما بخوانید جوزدگی) شده و مراسم ازدواج را با چادر نماز و بر سر سجاده برگزار کرده.الان بعد از گذشت این همه سال با داشتن سه فرزند بزرگ در باغی مراسم عروسی با شکوهی ترتیب داده و لباس عروس پوشیده و سفره عقد چیده و بقیه مخلفات...

اولش نمیدونستم بخندم یا گریه کنم!

ولی یکمی که گذشت تو دلم تحسینش کردم که اینقدر شجاعت داشته که به جای این که یه "زشته" بلند بگه و تا آخر عمر در دلش حسرت لباس فلانی و عکس بیساری و ماشین عروس بهمانی را بخوره یه روز تصمیم گرفته تمومش کنه و به خودش این شادی را داده

تازه بچه هاشم تو مراسمش بودن خیلی خاص و جالب (البته برای ایران :بی)

+عروسی خوبان اسم یه فیلمه که من تا حالا ندیدمش


راستی دوستان نماز اول ماه یادتون نره یه وقت! چی؟ ماه دسامبر دیگه! آهان اون فقط برای ماه های قمری بود!

"ستاد گسترش شوخی های لوس و خنک"

برچسب: نویسنده: پارسا اسدی‌پور تاريخ: سه شنبه 25 آذر 1399 ساعت: 14:36

صفحه بندی