خانم X
درجه اعتقادی :۵۰%
درجه شیطنت :۳۰%
درجه کنترل شیطنت ۱۰% (جدی نبودن با آقایون /برخورد راحت)
درجه ظاهر:۵۰%
ازدواج می کند با
آقایy
درجه اعتقادی :۸۰%
درجه شیطنت ۷۵%
درجه کنترل شیطنت: ۹۹% (صحبت نکردن با خانم ها غیر موارد لزوم و سنگین بود در جمعی که نامحرم حاضر است)
درجه ظاهر: ۵۵%
*خانم x آقای y را دگم و سخت گیر خطاب می کند و...
بیست سال بعد
خانم x
درجه اعتقادی :۴۰%
درجه شیطنت :۱۵%
درجه کنترل شیطنت :۴۰%(برخورد جدی با آقایون)
درجه ظاهر:۴۰%
آقای y
درجه اعتقادی :۴۰ %
درجه شیطنت:۶۵%
درجه کنترل شیطنت:۶۵%(برخورد جدی اما نسبتا مهربان با خانم ها و سنگین بودن در جمعی که نامحرم حضور دارد)
درجه ظاهر :۶۰%
*خانم x بی تاب،نگران و...
از این پست میشه برداشت های مختلف داشت ...برداشت من این هاست :
خانمX برای همسر ایده آلش یک درصد خاص اعتقادی قائل بود و بعد از مواجهه با درصد اعتقادی بالای آقایYسعی در تغییر او داشت
سوال: خانمX از قبل از ازدواج نسبت به آقای Y شناخت کافی بدست نیاورده بود؟ اگه جواب مثبته پس چرا وقتی او را غیر اید آل دید باهاش ازدواج کرد ؟ آیا این تصور را داشت که می تونم تغییرش بدم؟چرا سعی نکرد آقای Y همون جوری که بود بپذیره؟
آقای Y از نظر اعتقادی محکم بود اما با چند بار (شما بخوانید چند سال) برچسب دگم و سخت گیر خوردن احساس کرد واقعا سخت گیره! پس به مرور افسار نفس اش را رهاتر گرفت
سوال : چرا آقای Y در برابر بر چسب زدن های همسرش محکم و قاطع نایستاد و باهاش صحبت نکرد و نخواست که به اعتقاداتش احترام بگذاره و او را همون جوری که هست بپذیره؟چرا بهش نگفت که دلیل خیلی از رفتارهای مثبتش به خاطر همون اعتقادات محکمه؟
نتیجه :؟
میشه نتیجه های مختلف گرفت :)
مثلا یکیش میتونه این باشه که روی انعطاف پذیری شخصیتی باید کار کرد که ازین تیپ مسائل کمتر پیش بیاد :)
یکی دیگه اش هم این که ...؟
برچسب:
نویسنده: پارسا اسدیپور