خرید بک لینک

غربت برای هرکه یک معنا دارد و وطن معنایی دیگر

یک نفر در میان عزیزان و نزدیکانش است اما حس غربت دارد!

یک نفر خانه ی پدری وطنش است رفتن از آن خانه برایش غم غربت میاورد حتی اگر به اندازه ی چند کوچه یا خیابان فاصله شان باشد

یک نفر خیابانی که خانه های همه ی عمرش در آن بوده برایش می شود وطن

یک نفر شهرش برایش وطن است و رفتن به شهر دیگر برایش غربت است

یک نفر کشورش برایش وطن است و همین که اطرافش همه زبان غیر حرف بزنند غم می گیردش حتی اگر حرف او را بفهمند


اما یک نفر هست که به قول آیه در وبلاگ نذر موعود:


بنفسی انت من نازح ما نزح عنّا*

جانم فدای آن مرد دور از وطن

که امن آغوشش

موطن حقیقی ماست

*جانم فدای تو ای دور از وطنی که خود موطن مایی! (ندبه)




وقتی در میان آه و ناله و درد تنهایی کاسه ی صبرت لبریز می شود پناه ببر بر آغوش خودش آن وقت تازه می فهمی غربت چه بوده است
و وطن چگونه است


برچسب: نویسنده: پارسا اسدی‌پور تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 6:37

صفحه بندی