چهل سالگی برای من نه حکم یک سن را دارد نه یک عدد به سادگی بقیه ی اعداد ...بلکه برایم یک نشان است
یک نشان که با دیدنش بر سر شانه ی هر شخصی حسی توامان از آرامش و اطمینان بر قلبم جاری می شود
نشان چهل سالگی تعلق می گیرد به آدم هایی که قوای خود را رام کرده اند
به آن هایی که می دانند در چه موقعیتی باید چه رفتاری از خودشان بروز دهند
کی باید مهر بورزند... کی باید جدی باشند... کی باید قاطع باشند ... کی شجاع ... کی شاد... کی دیوانه!
گاهی یک نفر در ده سالگی این نشان را می گیرد یک نفر در چهل سالگی
در این میان کم نیستند آدم هایی که چهل و پنجاه و شصت را هم رد کرده اند اما دریغ از ذره ای پختگی! دریغ از ذره ای چهل سالگی!
دیدن یک انسان کهن سالِ لجباز (یا حسود یا کنجکاو! یا نظر باز یا بد دهن یا...) همان قدر وقیح است که دیدن یک کودک سیگاری!
نشان چهل سالگی را دریافت کن قبل از آن که دیر شود
چگونه نشان را بگیرم ؟
+با خودشناسی ...با گوش سپردن به نقد هایی که افراد سالم و خیر خواه اطرافمان از ما دارند = سعی در اصلاح ...با رنج ...با عقل ...با تقوا ...با خدا شناسی
برچسب:
نویسنده: پارسا اسدیپور